تبليغاتX
به لبخند بزن خوش آمديد

به لبخند بزن خوش آمديد

هدف من فقط خوشحال کردن شما حتی برای چند دقیقه است...

معرفی سایت

بهترین و برترین سایت آموزش کامپیوتر:

http://www.arashpc.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 17:52  توسط آرش   | 

عید سعید غدیر خم بر همگان مبارک باد!

با سلام خدمت خوانندگان محترم لبخند بزن

فرا رسیدن عید سعید غدیر خم را به شما هموطنان گرامی تبریک می گویم و از خداوند متعال سلامتی و کامیابی شما را آرزو مندم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تا یادم نرفته بهتون بگم امشب آسمان تمام نقاط ایران عزیزمان نورافشانی خواهد شد!

حتما ببینید

با تشکراز همه شما خوبان

مدیریت لبخند بزن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 18:16  توسط آرش   | 

چندتا جوک جدید

                                                      بیست تا جوک جدید و با حال برای شما


-يك روز يه گوسفنده با مامان باباش دعواش ميشه ميره سر كوچه تاكسی بگيره ، ميگه : كشتارگاه ، كشتارگاه

 

-تركه از زمين و زمان گله می كنه و می گه : چه دنيای بدی شده آدم نمیتونه به هيچ كس اعتماد كنه ، از صبح تا حالا از هركی سؤال می كنم ساعت چنده هركی يه چيزی ميگه ، نمی دونم حرف كدومو باور كنم !!!

 

-تركه با دوست دخترش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . تركه با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين!!

 

-جورابه مست ميكنه ميگه :عمرا اگه لنگمو پيدا كني .

 

-تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!

  

-تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

 

-به تركه ميگن شما ناراحت نمي شين اينقدر در باره يه شما جك ميگن تركه ميكه نه بابا ايا برايه شما جكه برايه ما خاطره ست.

 

-ترکه اکس مي خوره نفر اول المپياد فيزيک مي شه.

 

-شيطان اکس مي خوره  مردم رو به راه راست هدايت مي کنه .

 

-به ترکه مي گن با ياماها جمله بساز مي گه تو خر هستي ياماها.

 

-يه روز يه کتاب جک پاره مي شه از توش۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰تا ترک مي ريزه بيرون .

 

-به ترکه مي گن پشتت خاکيه مي گه پس مي خواستي آسفالت باشه.

 

-يه روز يه مامانه برايه بچش لالايي ميخونده پس از يه ربع بچه ميگه مامان ساکت شو ميخوام بخوابم.

 

-از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه:‌ اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!

 

-تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

   

-تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!!!

 

-به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:12  توسط آرش   | 

سلام

امروز می خوام چند تا وبلاگ ساخته خودم رو بهتون معرفی کنم که در اونها شما اجازه دارید تا مطالب

خودتونو بنویسید

البته اسم وبلاگ ها هم رند و ساده هست:

http://www.KARBAR.blogfa.com

http://www.UEFA.blogfa.com

خوشحال میشم اگه مطلب خودتونو در این وبلاگ ها بذارید

ممنون

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:7  توسط آرش   | 

اینم 16 تا جوک با حال دیگه

۱-در  مسابقه اسب‌دواني يك تركه صد هزار دلار روي اسب شماره 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شماره‌ 28 شرط‏بندي كردي؟ گفت: ديشب خواب ديدم كه دائما جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد. مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟ گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

 

۲- یه بار تركه میره دستشویی و در میزنه. یه عربه میگه: اهم... تركه می‌گه: حالا اسمت چیه؟ عربه میگه: محمد حسن خلیل. تركه می‌گه: ای پدرسوخته‌ها، سه تایی رفتین توالت؟!

 

۳-تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت

 

۴-به تركه ميگن : زودباش قطار ميره . ميگه : كجا ميخواد بره بليط دست منه

 

۵-از ترکه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!!!!

 

۶- ۵ تا ترك قايموشك بازي مي كنن چهار تاشون مدتهاست مفقودالاثر شده

 

۷-ترکه زنگ ميزنه ۱۱۰ميگه آقا....... پدال گاز ترمز كلاچ دنده و فرمان ماشينم رو دزديدن پليس ميگه: تركي ؟ تركه ميگه: آره پليس ميگه : برو جلو بشين

 

۸-ترکه باباش اتیش می گیره جو می گیرتش از روش می پره

 

۹-عنكبوته(تارتن) قرص اكس ميخوره قالي ميبافه

 

۱۰-لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ۲ سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

 

۱۱-غضنفر میره دستشویی میان بهش می گن زود باش الان اب قطع میشه.غضنفر دستپاچه می شه اول خودشو می شوره بعد دستشویی می کنه

 

۱۲- ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین !!!

 

۱۳-رشتيه از سربازي برميگرده باباش ميگه برات زن گرفتيم ....اينم بچه ات

 

۱۴- ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ۲ دقيقه يه بار ازش میپرسه تشنت نيست ؟

 

۱۵- از يه خر میپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتی شده ولی ما زير بار نرفتيم

 

۱۶- ترکه عينک دودی ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزنی ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چی کار ميکنی ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار . ترکه عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چی ميزنی ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار ميکردی؟

 

=============================================================

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 20:37  توسط آرش   | 

چند تا جوک با حال

ترکه در يخچالش خراب مي شه پرده مي زنه.

يه روز تركه يه پليس ميكشه بعد زنگ ميزنه 110 ميگه حالا شدين 109 تا

رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!

تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين

تركه داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار مي‌كرده. يهو يكي از اوون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر, خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت هم سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره. خودشو از اوون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اااه.. من كه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اااه..! من كه غضنفر نيستم!

تركه تو مسابقة دو دوپينگ ميكنه،‌ ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟‌ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن

 

به ترکه میگن ناراحت نمیشید اینهمه واستون جک در میارن میگه نه تازه خوشحال هم میشیم واسه اونا جکه واسه ما تجدیدخاطره است

ترکه بچشو میندازه بالا یادش میره بگیرتش

اردبیلی میره تطاهرات میبینه شلوغه بر میگرده

غضنفر خودشو میزنه موش مردگی گربه میخوردش

اصفهانيه ايكس ميخوره تاكسي دربست ميگيره

به غضنفر میگن راسته که شما به خر میگین داداش؟ میگه اره داداش

یه ترکه میره تو یه کوچه بن بستی خیال میکنه آخر دنیا هستش خودش رو میکشه

دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور


من از همه ترک ها و قزوینی ها و غضنفر ها و اصفهانی ها و.... واقعا معذرت می خوام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:7  توسط آرش   | 

فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره
...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 14:7  توسط آرش   | 

7 تا جوک با حال...

۱-ترکه تو تاکسی جو ميگيرتش کرايه راننده رو هم حساب ميکنه .

۲-قزوينيه داشته دنبال يه توپ ميرفته بهش ميگن چرا دنبال توپ ميری . ميگه آخه دنبال هر توپی يه بچه ای هست .

۳-يه اصفهانيه خونشون آتيش ميگيره به آتش نشانی SMS ميفرسته .

۴-ترکه میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو سوار میکنه بعدش خیلی تند میره . اولی میگه آقا خیلی داری تند میری . ترکه میگه تا حالا 206 داشتی ؟ طرف میگه نه . ترکه میگه : پس خفه شو . همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو میده . چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری . میگه تا حالا 206 داشتی . میگه : آره . ترکه میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه .  

۵-یه انگشتر میره قزوین النگو بر میگرده .

۶-به گوسفنده میگن به چه سبکی دستشویی میکنی . میگه : به سبک گروه آریان . ( دونه دونه ........دونه دونه)

۷-گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن!!!

==========================================================

 

از ترک های عزیز/قزوینی های دوست داشتنی و... خیلی خیلی عذر می خوام

راستش من این جوکها رو از جای دیگری کپی کردم که لینکشو براتون میذارم:

http://www.saeed20joker4u.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 14:40  توسط آرش   | 

سرما نخوری کوچولو!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 16:55  توسط آرش   | 

.:: جلسه خواستگاری ::.

جلسه خواستگاري

سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت!

مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟

خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!

مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...

خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!

مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار مي‌چسبه...

خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!

مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...

خانواده عروس: پس قمارم بازي مي‌كنه...؟!

مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...

خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!

مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...

خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!

مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...

خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

نتیجه: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين!

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 11:12  توسط آرش   |